راهنمای گام به گام سوالات پیش از ازدواج!!!
از صبح نشستهام و به مردی فکر میکنم که درست از ساعت 10 تا 11و نیم قبل از ظهر زیر پنجره آشپزخانهمان توی ماشینش نشسته بود و مواد میکشید. خودم با همین چشمهای خودم دیدم. هم او را دیدم، هم هیکل ورزشکاریاش را، هم تیپ خوبش را، هم گاز پیکنیکی و میلهاش را، هم توی حال خود نبودنش را، هم حلقه توی انگشت دوم دست چپش را، هم چپاندن گاز پیکنیکی داخل یک کیف دستی شیک و بعد دور زدن و رفتنش را! همه اینها را دیدم و به جای درس خواندن برای امتحان اسطورهشناسی، نشستهام و به این فکر میکنم که از این به بعد قبل از صمیمی شدن با هر دکتر و مهندس و وکیل و وزیری، یادم باشد حتما قبلش بپرسم «ببخشید آقا، میشود توی کیف دستیتان را ببینم؟!»
# نیکولای_آبی
