نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

لایه های بدون تو

فاجعه این نیست که من هنوز هم وقتی عصبانی می‌شوم، فرو می‌روم توی خودم و انقدر ناخن‌هایم را لایه لایه لایه می‌کنم تا برسم به گوشت زیرش! فاجعه این است که تو دیگر نیستی تا روبرویم بنشینی و من را از خودم بکشی بیرون و هی بگویی: «نکن، نکن، نکن دیوونه!»

# نیکولای_آبی  |