حرف دل نویسندههای مملکت (و مترجمها، تصویرگرها، شاعرها و...)
بیایید یک بار برای همیشه تکلیف یک چیز را با هم روشن کنیم. بد نیست بدانید که هر نویسنده، مترجم، شاعر، تصویرگر و هر شخص دیگری که به عنوان پدیدآورندهٔ کتاب شناخته میشود، بعد از چاپ کتابش، تعدادی از آن را بهعنوان سهمیه از ناشر به صورت رایگان میگیرد. این تعداد تا چند سال قبل ده جلد بود؛ الآن بعضی از ناشرها پنج جلد یا حتی دو جلد میدهند و پدیدآورنده اگر بیشتر از این تعداد بخواهد، درست مثل همهٔ آدمها باید برود کتابفروشی و کتاب را بخرد.
اینکه پدیدآورنده خودش به بعضی از افراد کتابش را هدیه بدهد، ماجرایش فرق میکند. حداقل برای من اینطور است؛ از ته دل و با میل خودم این کار را میکنم؛ چون فرد هدیهگیرنده را دوست دارم یا دلم میخواهد کتابم را در کتابخانهاش داشته باشد. اما اینکه شما بعد از چاپ هر کتاب جدید، میپرسید: «کتاب جدیدت رو از کجا میشه خرید؟» یا «یکی از کتابت به ما نمیدی؟» واقعاً رفتار جالبی نیست. طبیعتاً هم من و هم شما میدانیم که کتاب را از قصابی نمیخرند، از کتابفروشیهای حضوری و آنلاین سراسر کشور تهیه میکنند! و باز هم طبیعتاً نویسنده به منبع بیانتهای کتاب وصل نیست که به تمام عالم و آدم کتابش را بدهد! بگذارید یک طبیعتاً دیگر هم اضافه کنم؛ اینکه شما زحمت بکشید و کتاب را بخرید سود مستقیمی به نویسنده نمیرساند؛ پس برای منفعت شخصی این حرف را نمیزنم.
همهٔ اینها را گفتم که بدانید پرسیدن سؤال «کتابت رو از کجا میشه خرید؟» یا «یه دونه از کتابت به ما نمیدی؟» نه تنها نشانهٔ صمیمیت و ابراز لطف شما نیست، بلکه نشاندهندهٔ این است که از نظر شما کتاب آن شخص ارزش هزینه کردن ندارد. که خب در این صورت بهتر است هزینه نکنید، سؤال هم نکنید. با تشکر!
