هست، دیگر نیست
از غمگینترین صحنههای زندگی، دیدن پیرمردها و پیرزنهای تنها روی نیمکتهای پارک است؛ آنهایی که بلد نیستند با دیگران ارتباط برقرار کنند و حالا در نبود همسر و فرزندانشان، فقط از دور با یک لبخند محو به بقیهی آدمهای پارک نگاه میکنند. اما میدانید از آن غمگینتر چیست؟ ندیدن همان پیرمردها و پیرزنها روی نیمکتهای پارک؛ همانهایی که در تنهایی روزگار میگذرانند، در تنهایی پیر میشوند و در تنهایی میمیرند...
# نیکولای_آبی
