نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

بهترین بابای دنیا

بابایی که دختربچه‌ی سه ساله‌اش را در یک روز تعطیل به کتاب‌فروشی می‌برد، بهترین بابای دنیاست. بابایی که غر نمی‌زند: «هوا گرمه، این کتابو می‌خوای چیکار؟ زود باش بریم کار دارم.» بهترین بابای دنیاست. بابایی که در جواب «سوسیس می‌خوام» به دخترش نمی‌گوید: «این آت آشغالا چیه؟ بعدم تو یه ساندویچ کامل رو نمی‌تونی بخوری، از بقیه‌ی ساندویچ من بخور.» بهترین بابای دنیاست. بابایی که وقتی دخترش می‌پرسد: «یه ساعت از بیست‌ دقیقه بیشتره؟» نمی‌گوید: «پس تو اون مهدکودک لعنتی چی به شماها یاد می‌دن؟» و به جایش با لبخند می‌گوید: «یه ساعت اندازه‌ی سه تا بیست دقیقه است.» بهترین بابای دنیاست. بابایی که به جای «بازم گند زدی به لباست.» با دستمال کاغذی گوشه‌ی سُسی لباس دخترش را پاک می‌کند و لُپش را می‌بوسد، بهترین بابای دنیاست. شما نمی‌دانید چطور می‌شود یکی از این باباها را برداشت و از رویش چند میلیون کپی زد برای نسل‌های بعد که جهان پر بشود از بهترین باباهای دنیا؟

# نیکولای_آبی