لطفا من را تبخیر کنید!
از رفتن به قبرستان بیزارم. نه اینکه از مردهها بترسم، از اینکه قبرستانها به شهرکهای مدرنی تبدیل شدهاند که هر روز چند فاز به فازهایشان اضافه میشود و فلکه و میدان و فروشگاه و رستوران دارند، میترسم. فکرش را بکنید! هر روز فلان تعداد نفر به دنیا میآیند و فلان تعداد نفر میمیرند. هر کدام از آنهایی که میمیرند هم در جایی دفن میشوند. حالا گیرم که قبرها دو و سه طبقه هم باشند؛ وحشتناک نیست که مثلا تا صد سال دیگر کل سطح کشور تا عمق سه طبقه به قبرستان تبدیل خواهد شد؟! انکار نکنید که وحشتناک است! برای همین هر بار که به قبرستان میروم، دعا میکنم یا نمیرم یا طوری بمیرم که لااقل قبر نداشته باشم.
# نیکولای_آبی
