داینا
توی خانهمان یک دایناسور دارم. یک دایناسور راستراستکی! یعنی راستش را بخواهید یک ملاقه است که چهار تا پای کوچک و دوتا سوراخ بهجای چشمهایش گذاشتهاند. اما برای من راستراستکیترین دایناسور دنیاست. آنقدر واقعی که صد بار در طول روز یادش میافتم و عصرها بهمحض برگشتن، میروم سراغش و از اینکه چند ساعت تنهایش گذاشته بودم، معذرتخواهی میکنم. اینکه آدم دلش برای یک دایناسور ملاقهای تنگ بشود، غیر طبیعی است؟! معلوم است که نه!
# نیکولای_آبی
