نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

مرثیه‌ای برای زندگی کارمندی

مخالفان اعدام را دیده‌اید؟ همان‌هایی که اعتقاد دارند جان را خدا به آدم داده و کسی جز او نمی‌تواند پس بگیرد. نمی‌خواهم غر بزنم اما چند وقتی است مثل آن‌ها شده‌ام. مدام به خودم می‌گویم زمان را خدا به آدم داده و کسی جز او حق ندارد آن را پس بگیرد. کسی نمی‌تواند برای من مشخص کند در ساعات مشخصی در مکان مشخصی باشم و برای تحقق آرزوهایش جان بکنم. کسی نمی‌تواند آزادی زمانم را از من بگیرد، کسی نمی‌تواند ماهیت وجودی انسان را زیر سوال ببرد... بعد همانطور که پشت میزم نشسته‌ام و به بقیه‌ی کار تکراری‌ روزانه‌ام می‌رسم، توی دلم شعار می‌دهم «مرگ بر استکبار! مرگ بر بی‌پولی! مرگ بر ضد کرامت بشر!»

# نیکولای_آبی