در نمازخانه زنانه نماز نمی خوانم، چون...
- عصبانی میشوم از دیدن زنانی که فکر میکنند با پای بودار، مومنترند!
- معمولا مجبور میشوم بین جمع کثیر بدنهای خوابیده کف نمازخانه، قطعه جایی برای نماز خواندن پیدا کنم و چون موفق نمیشوم، باید به موزاییک دم در بسنده کنم.
- نمیتوانم درک کنم چرا زنها با اینکه میدانند میشود اول وضو گرفت و بعد لاک زد، هر روز به خودشان این اجازه را میدهند که در مورد باطل بودن نمازهایت بهت گوشزد کنند.
- از زنانی که لباسهایشان را عوض کرده و به صورت دمر (آن هم در یک نمازخانه بدون در) دراز کشیده و پاهایشان را هوا میکنند، اما یادشان نمیرود در مورد گناه پوشیدن مانتوی بالای زانو به تو تذکر بدهند، بیزارم.
- دلم نمیخواهد وقت گفتن ذکر قنوت، ماجرای بلایی که ساسان سر سمانه یا پریسا سر پدرام آورد را از زبان صد نفر بشنوم.
- هنوز نفهمیدهام که چرا بعضیها از نمازخانه بهجای کتابخانه، رستوران، آرایشگاه و... استفاده میکنند.
- کسانی که همه تلاششان را میکنند به زنان خوابیده در نمازخانه نخورند اما مهر تو را پرت میکنند و پایشان را روی دستت میگذارند و صاف میآیند روی کیفات مینشینند (و حتی میخوابند)، شدیدا آزاردهندهاند.
- جوابی برای این سوال پیدا نمیکنم که چرا خیلی از دخترها کفششان را دقیقا – تاکید میکنم دقیقا- روی کفش دیگران درمیآورند؟!
- و...
