خود تسکینی
میتوانم کمی خوشبینانهتر هم به ماجرای کپیشدن متنهایم نگاه کنم. مثلا اینکه در یکی از نوشتههایم چند بار از عبارت «عادت میکنیم» استفاده کردهام و یک سری از همهجا بیخبر آن نوشته را برداشتهاند و به عنوان بخشی از کتاب «عادت میکنیم» خانوم زویا پیرزاد در شبکههای مجازی پخش کردهاند، باعث شده برخیها بلند شوند بروند کتاب را بخرند و بخوانند و بخوانند و بخوانند، بعد برسند به تهاش و تازه بفهمند متن من توی آن کتاب نبوده! آن وقت بیایند بگردند توی اینترنت و به وبلاگ من برسند و بهم خبر کپیشدن متنم را بدهند، بعد من خوشحال باشم که لااقل به طور غیر مستقیم باعث ترویج کتابخوانی شدهام. نه؟
# نیکولای_آبی
