نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

زور

گفت: «چند سال بود اینجا نیومده بودم». کمی مکث کردم، تک تک آن ثانیه‌ها توی سرم مرور شد و بعد جواب دادم: «منم همینطور». نگفتم که همین تازگی‌ها با تو توی همین خیابان قدم زده‌ام، و این اول تلاش من برای فراموش کردنت بود...

# نیکولای_آبی