نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

آنچه در بعضی فرودگاه ها می گذرد

به خانه که رسیدم، بعد از کمی استراحت سراغ کوله‌ام رفتم که خالی‌اش کنم. زیپش سمت راست نبود. من عادت نداشتم زیپ کوله‌ام را از سمت چپ ببندم. زیپ را باز کردم و دیدم ساک کوچکی که لوازم بهداشتی‌ام را داخلش ریخته‌ام سر و ته شده. همه کرم‌هایم ولو شده بود ته کوله. بطری محلول ضد جوشم در نداشت و تمامش خالی شده بود و مامم، مام عزیزی که مدت‌ها دنبالش گشته بودم تا پیدایش کنم، مامی که ژله‌ای بود و تویش از رویش دیده می‌شد، مامی که گران خریده بودمش، پیچش را تا ته چرخانده و همه‌اش را ریخته بودند داخل درش! کسی می‌داند رابطه بین مواد مخدر، بمب، اخلال در نظم عمومی و مام زیر بغل، چیست؟؟؟!!!

# نیکولای_آبی