نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

شادکنک!

داشتم درس می‌خواندم. مبحثی که نحوه ساخت کلمه‌های مختلف به وسیله بن مضارع را توضیح می‌داد. رسیدم به جایی که بعد از نوشتن فرمول (اسم یا صفت + بن مضارع + پسوند ک) چند کلمه به عنوان مثال نوشته شده بود. خب تا اینجای ماجرا عجیب نیست. حتی مثال‌هایش هم عجیب نبود. البته به جز یکی که چند روز است مغزم را تحت تاثیر قرار داده. و آن چیزی نیست جز «شادکنک!» بله، همین کلمه شش حرفی بامزه که اگرچه بر وزن بادکنک است اما هرچقدر آن یکی معروف شده، این یکی ناشناخته باقی مانده! مثلا فکرش را بکنید اگر از قدیم به وسایل سرگرم‌کننده می‌گفتیم «شادکنک»، اگر به جوک می‌گفتیم «شادکنک»، اگر به کمدی می‌گفتیم «شادکنک»، چقدر هر دفعه شاد می‌شدیم از به زبان آوردن این کلمه فسقلی و دوست‌داشتنی و واقعا شادکنک!

# نیکولای_آبی