لذت بردن از ادبیات داستانی، بدون پول، بدون ماچ!
این روزا که حتی اگر ماچ هم بدهی بهت چیزی نمی دهند تا پولش را پرداخت نکنی(!)، اینکه چند تا نویسنده کار درست بلند شوند و به صورت خودجوش یک نشریه ادبی راه بیندازند و انصافا هم خیلییییی خوب و حرفه ای کار کنند (و از خیلی نشریه های اینترنتی و حتی چاپی بهتر باشند) و خیلییییی بی چشم داشت آن را برای استفاده عموم منتشر کنند، یک کم عجیب است. بهتر است بگویم عجیب بود. ولی خب وقتی رفتم توی عمق قضیه دیدم جدی این بار فرق دارد. نه تنها از مخاطب پول (یا حتی ماچ!) نمی گیرند که حتی سیاست هایشان برای معرفی ناشرها و کتاب ها و جلسات رونمایی و نقد کتاب هم کلا با بقیه نشریه ها فرق دارد. یعنی چی؟ یعنی این بار به طور باور نکردنی (تاکید می کنم: باور نکردنی) اصل بر کیفیت مطالب است نه کمیت پولی که این و آن حاضرند برای شناخته شدن بپردازند!

این هم لینک دانلود رایگان نشریه
از این جنبه کار که بگذریم، فکر می کردم این یکی هم مثل بقیه چند تا داستان دارد و یک سری کپی پیست اینترنتی و لابد یک مصاحبه که پرسیده «از کی نویسنده شدید؟»، اما باز هم پی به یک تفاوت دیگر بردم. اینجا پرونده های گنده ای برای نویسنده ها درست کرده اند که توی آن حرف های جدی تری درباره داستان و ادبیات داستانی زده می شود، مصاحبه هایی می شود که رنگ و بوی سوال ها و حتی عکس هایش با بقیه فرق دارد، یک جورهایی فقط برای این که بگویند «ما هم مصاحبه داریم!» نیست و انگار دنبال حرف جدی تری برای زدن هستند، یادداشت ها و نقد هایی که نه فقط برای کوبیدن یا بالا بردن یک اثر، که برای یاد دادن یک نکته داستانی، یک فوت کوزه گری نوشته شده اند.
چرا دروغ بگویم؟ خیلی وقت ها جو ادبیات بزرگسال مخصوصا نوع داستانی اش را دوست نداشتم. اینکه آدم ها برای دیده شدن خودشان بقیه را بکویند، له کنند، زیرآب همدیگر را بزنند و فقط خودشان را با طناب بکشند بالا هیچ وقت برایم قابل درک نبود. اما حالا که می بینم چند نفر نویسنده آن هم از نوع داستانی جمع شده اند دور هم و یک کار حرفه ای می کنند، خوشحالم. شاید بیشتر از منتشر شدن یک نشریه خوب در حوزه ادبیات داستانی، از این حرکت جمعی خوشحالم. برای همین هم وظیفه خودم می دانم که این مهربانی ها و همکاری ها و جان کندن های(!) در راه پیشرفت ادبیات را بیشتر معرفی کنم. شما هم اگر خواندید و خوشتان آمد معرفی اش کنید. نه کسی را زور می کنیم، نه در ازایش ماچ می دهیم، نه ماچ می گیریم!
+در ضمن اگر کسی دوست دارد داستانش (که در حوزه بزرگسال و حداکثر سه هزار کلمه است) در کافه داستان منتشر شود، می تواند داستانش را به همراه یک قطعه عکس برای سرویس داستان این نشریه ایمیل کند تا توسط همان نویسنده های کار درستی که در بالا گفتم، بررسی شود.
