نیکولا

قلم بافی های یک نیکولای آبی

مش منوچهر میر مارمالادی

امروز توی راه برگشت داشتم به دوست داشتن فکر می کردم. بله، به همین عبارت ساده اما عمیق دو کلمه ای! بعد نشستم اسم کسانی که چند درصدی دوستشان داشته ام یا آنها دوستم داشته اند را با انگشت های دست (و شاید پا!) حساب کردم. نکته جالب این بود که تمام افراد توی لیست یا اسمشان «م» داشت یا فامیلی شان. عجیب نیست؟ پیش خودم فکر کردم یا اسم های «م» دار توی زبان ما زیادند یا اینکه افراد «م» دار توی زندگی من. این همه «م» نافرجام در دوست داشتن روا نیست انصافا. مگر اینکه خدا بیاید و در جواب این همه «م» نافرجام یک شوهر سرشار از «م» به من عطا کند. چیزی شبیه مش منوچهر میر مارمالادی مثلا!!! 

# نیکولای_آبی